غروب ستاره

18 05 2009

سلام

*

**

***

****

*****

باز امشب دل آسمان گرفته است

باز امشب ستاره، از زمین رخت بسته است

باز امشب دلم غمگین است

باز امشب امیدم خورشید است…

آیت الله محمد تقی بهجت

آیت الله محمد تقی بهجت

_____________________

باسپاس: احمد

Advertisements




زندگی و طبیعت

16 05 2009

سلام

بچه این پست ممکنه با پستهای دیگه من کمی متفاوت باشه البته کمی هم طولانی شده که از شما پوزش می طلبم خیلی سعی کردم که پست کوتاه بشه ولی نشد که بشه ولی حوصله کنید و بخونید و حالش و ببرید.

مسائل زیادی در دنیای پیرامون ما وجود داردکه انسان های مختلف با آن دست به گریبان هستند و هرکسی برای آن راه حل های می جوید حال این راه درست باشد یا نه اینکه این راه به دیگران ضرر برساند یا نه بسته به تصمیم ما دارد که نوع تصمیم گرفتن با توجه به طرز فکر آنها و دیدشان نسبت به اطرافیان و جهانِ پیرامونشان و خیلی چیزهای دیگر که بی دلیل با آن تصمیمی نیست که ما می گیریم،  به نظر من درست ترتصمیم آن است که باعث عذاب و زحمت دوستان و آشنایان دیگر مردمان نشویم.

یکی از چند تصمیم مهم زندگی هر فرد که ممکن است در تمام عمر وی یک بار اتفاق بیفتد انتخاب شریکی برای ادامه راه زندگی می باشد، البته هر انسانی درزندگی  تصمیم های زیادی میگیرد(تصمیم کبری یادتونه) اما یکی دوتا تصمیم در زندگی هست که خیلی خیلی مهم است که شاید جایگزینی نداشته باشد یا اگر هم به خواهد در تصمیم خود تجدید نظر کند ممکن است به طرفین صدمات مختلف روحی و جسمی وارد شود، شاید خیلی از شماها به این اعتقاد داشته باشید که راهی را که به اشتباه رفته اید می توان به راحتی برگشت و از نوع ادامه داد ولی بعضی از این بازگشتها خسارات جبران نا پذیری را به همراه دارد که شاید هیچ وقت جای جبران کردن آن پیش نیاید، پس همونطوری که همیشه میگن پیشگیری بهتر از درمان است.

یک راه پیشگیری فرهنگ کهن ما ایرانی هاست همان فرهنگ اصیلی که در اکثر خانواده ها به چشم می خورد، راه دیگر آموزه های دینی مان است ولی بهتر است که جهت استفاده از دین از تمام موارد آن پیروی کنیم نه آنجاهای که صرفاً به نفع ما بوده و برای ما دارای سود فراوان است و آنجایی که برای مان ضرر دارد را انجام ندهیم که همین صلیقه ای بر خورد کردن در این امر خود باعث به وجود آمدن مسائل دیگری در سطح جامعه و خانواده است که فعلاً جای بحث آن در این متن نیست، راه دیگر استفاده نکردن کورکورانه از الگوها و نسخه های خوش آب و رنگی است که برای مان می پیچند و آنرا با یک سری کلمات پرحجم و زیبا زینت میدهند تا ظاهر زشت آن در زیبای واژگان زیبا مخفی شود و حال با تمام این حرفها اگر برایمان جذاب بود به راحتی این مسائل را قبول نکنیم و کمی هم تحقیق را چاشنی آن کنیم که حداقل بعد بتوانیم از آن کا رو تصمیم خود دفاع کنیم.

البته زیاد هم لازم نیست که راه دور برویم همین طبیعت اطرافمان کلاس درس بزرگی است که فقط کمی دقت می خواهد و دیدن، مسئله ای که خیلی از ما ها روی اون ضعف داریم یعنی در مورد اون چیزی که می بینیم هیچ فکر نمی کنیم و اگر هم کمی فکر همراه اون باشه یک سری پیش داوریها مانع برداشت صحیح از موضوع می شود.

یادتونه دوران ابتدائی تو یکی از این درسهای کتاب فارسی در مورد مورچه ای که چند ده بار یک دانه گندم رو می خواست ببره بالای دیوار و هر بار در نیمه راه گندم به زمین میافتاد و او دوباره از اول این کار رو انجام داد تا بالاخره موفق شد که دانه را به سلامت به بالای دیوار برساند و درسی که آن مرد خرابه نشین از این دیدن گرفت و همین مسئله به نظر ساده و بی اهمیت باعث تحول در زندگی وی شد و با سعی و تلاشی که انجام داد توانست زندگی خود را دگرگون کند، شاید بگوئید که این ها همه داستان است اما تمام داستانهای که میشنویم در گوشه ای از این کره خاکی در حال اتفاق افتادنه.

تابه حال به اطرافمون نگاه کرده ایم، در طول شبانه روز خیلی چیزها از جلوی چشمان مان میگذرد اما کدام یک از این موارد را میبینیم آیا شده مسئله ای را که دیده ایم یا شنیده ایم را در زندگی خود به کار بندیم آیا شده بدون جبهه گیری از حرف بزرگترها پای تجربیات و راهنمایی آنها بنشینیم البته روی سخن من بیشتر جوان ها هستند البته من خودم هم جوان هستم و درخیلی از این موارد این نکات را نادیده گرفتم که این امر بیشتر از روی غفلت و فراموش کاری بوده، اما اکنون سعی میکنم که کمی این فراموش کاری و عجول بودن در تصمیم گیری ها را کنار بگذارم قصد نصیحت و پند دادن هم ندارم چون کوچکتر از این حرفهام البته عزیزانِ وب نگاری  که مرامی شناسند و می دانند که گاهی از مواقع حرفهای را که روی دلم سنگینی می کند را می نویسم.

می خوام یه مثال از مخلوقاتی بزنم که در اطرافمان به راحتی و خیلی زیاد به چشم می خورند و به قدری به ما نزدیک هستند که گاهی آنها را نمی بینیم و اون چیزی نیست جزء (پرندگان)

شاید خیلی از ما ها فکر می کردیم که ازدواج و انتخاب همسر و یا نوع انتخاب مخصوص انسانها می باشد و در دیگر موجودات زنده همچین امری صادق نیست و آنها در این زمینه بی قید و شرط بوده و باری به هرجهت و صرفاً برای ازدیاد نسل و از روی قریضه به جفت گیری می پردازند، هیچ می دونستید که پرندگانی که خیلی از ما ها اونها رو بی ارزش و بدور از احساس می دونیم از ما انسانها با احساس تر و منطقی تر با این موضوع بر خورد میکنن می خوام کمی در مورد طریقه انتخاب جفت براتون نوضیح بدم.

هر دسته ازپرنده گان برای انتخاب جفتِ خود راه و رسم و سنتی دارند و برای اینکه پرنده ماده به پرنده نر جواب مثبت بدهد او باید خود را و توانمندیهای خود را به وی معرفی کند و در نهایت بتواند خود و توانایهای خود را به او ثابت کند و به اصطلاح پرنده ماده باید بداند که پرنده نر چند مرده حلاج است.

آیت

مثل ما آنها نیز ابتدا از خواستگاری شروع می کنند، (شما من و به غلامی قبول می کنید) 🙂 خواستگاریشان به گونه های  مختلف است مثل صداها و آوازهای که از خود در میاورند یا زیبایی های نهانی که در پوشش انها یا همان رنگ بندی پرهای شان است که با حالت های خاص زیبای خیره کننده ای را به نمایش می گذارند و پروانه وار به دور ماده می چرخند تا توجه ماده را به خود جلب کنند، همون کارهای که خیلی از ماها انجام میدیم با نوع پوشش و آرایش و عطرهای که استفاده میکنیم تا مورد پسند جنس مخالف قرار بگیریم.

بعداز این مرحله که پرنده نر مورد توجه و پسند پرنده ماده قرار گرفت مرحله تحقیق در مورد مسائلی که پرنده نراز خود به نمایش گذاشته است می رسد نوع پختگی در صدا و آواز، پرواز به همراه مانورهای هوای و تمام آن کارهای که برای جلب توجه پرنده ماده انجام داده را باید به آن پرنده ثابت کند، جالب است حتی لانه ساختن استحکام لانه نوع مصالحی که برای ساخت آن استفاده شده تزئینات  داخلی آن حتی پرنده ماده برای تست لانه با پا و منقار به جان لانه میافتد تا ببیند که پرنده نر تا چه اندازه در ساخت لانه کوشا بوده و انواع هنرها و مدل های مهندسی را در آن رعایت کرده….

حرف و نشانه در این رابطه زیاد است می خواستم در مورد ماهی ها هم بنویسم که دیگه خیلی طولانی میشد انشاءالله دفعات آینده

ولی ما نسانها به خیلی از موارد بی توجه بوده با اولین ابراز محبتی دیگر به هیچ چیز دیگر فکرنمیکنیم و چیزی را نمی بینیم و آنگاه احساس است که تصمیم میگیرد…

حالا بهتر نیست ما جونها کمی هم از این موجودات درس بگیریم حرف پدر مادر و استاد و روحانی و جامعه رو که قبول نداریم حداقل کمی به این موجودات نگاه کنیم و یاد بگیریم دوستانی که به هر ذلتی تن میدن به خاطر این که آقا مادیگه تحمل نداریم و نمیتونیم و این قریضه است و این حرفها البته اینها درسته و کسی وجود این نعمت و قریضه رو انکار نمی کنه و نباید قصد سرکوب آن را داشته باشیم ولی حرف چیز دیگری است، انسان به گونه ای خلق شده که هر کاری را که بخواهد میتواند انجام دهد و نمیتونیم از زیر کارهای که انجام میدهیم شانه خالی کنیم متاسفانه در حال حاضر هم در جامعه ما انواع رابطه بین دختر و پسر به صورت آزاد در بین عده ای از جوانان پذیرفته شده است بی خبر از این که چه برسر خود و جامعه می آورند آنهم به خاطر لحظه ای و لذتی پس ای دوست عزیز،  دختر و پسر خوب ایرانی بیایم برای خودمون عفت پیشه کنیم انسان مقامی بالاتر و والاتر از حیوانات دارد ولی زمانی که پای احساس پیش میآید چشم ها را میبندیم و خام حرفها و احساسات شده و تصمیمات خوبی نمی توانیم بگیریم.

ببخشید اگر طولانی شد ممنون که حوصله کردید و تا انتها مطالعه کردید، راستی در این مطلب قصد توهین به کسی رو نداشتم فقط می خواستم بگم با کمی صبر می تونیم تصمیمات بهتری بگیریم.

دکتر کهرم

دکتر کهرم

______________________________

این چند روزه چیزهای دور و برم دیدم که خیلی ناراحتم کرد، چند روز پیش هم یه برنامه تلویزیونی دیدم که مهمان برنامه آقای دکترکهرم بود و این مطالب با توشیحات خیلی بیشتر و زیباتر در مورد پرندگان رو از زبان ایشون شنیدم که برام خیلی جالب بود بعدش هم که به فکر نوشتن این پست افتادم خیلی وقت بود می خواستم یه همچین پوستی رو بذارم که نشد تا الان، امیدوارم که مورد پسند شما باشه .

باسپاس: احمد