عاشقان باد مبارک بر شما

30 09 2008

سلام

دوستان عزیز پیشاپیش فرارسیدن عید سعید فطر رو به شما عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم که استفاده لازم رو از این ما برده باشید.

بالاخره این ماه با تمام فراز و نشیبهایش به اتمام رسید و فصلی نو در پرونده ماخاکیان رقم خورد که این مسئله بسته به افراد مختلف و بینش و توانشان متفاوت می باشد امید اینکه توانسته باشیم ره توشه ای گران بها از این دوران برای خود ذخیره کرده باشیم و از خود رازی باشیم باشد که خدایمان نیز از ما رازی و خوشنود باشد.

عید سعید فطر را عید سرفرازی و نیکبختی انسان مومن و فرمانبردار حق نیز خوانده اند ، این عید بزرگ در تاریخ فرهنگ و ادب همواره مورد عنایت سخنوران و سخن پردازان ادب بوده ، آنچه درپی می آید نمونه هایی از آن اشارات است .

به گزارش خبرنگار مهر ، به پیشوازعید فطر رفتن ، در ادب پارسی فراوان به چشم می آید وسخنوران هر یک از در یچه ای خاص به این واقعه نگریسته اند. برخی از شاعران در مقام تبریک و تهنیت این رویداد بر آمده و گروهی دیگر با غم و اندوه از سپری شدن رمضان یاد کرده اند. تعدادی از شاعران نیز در قالب طنز مضمون مورد نظر خویش را ابراز داشته اند و برزهد و ریای صوری، و غفلت و بی خبری آدمیان تاخته اند. و خلاصه عید فطر نیز همچون سایر مناسبتهای بزرگ در اندیشه و خیال شاعران بیانگر نکته های باریکتر از موی بسیاری است.

ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که در دیوان شاعران، به ویژه شاعران متقدم به اشاره بیشتری درباره عید فطر بر می خوریم بعضی از این شاعران با قصیده های بلند به استقبال این روز فرخنده رفته اند و در دیوان آنها چندین شعر به همین مناسبت سروده شده است ، دیده می شود . جان کلام آنکه عید فطر درنگاه سخنوران ادب پارسی به عنوان یکی از اعیاد بزرگ اسلامی جایگاهی والا و ارجمند دارد و همواره مورد ستایش قرار گرفته است :

قیصرامین پور :

عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
یک ماه تمام مهیمانت بودیم
یک روز به مهمانی این خانه بیا

خواجه حافظ شیرازی :

روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
می زخمخانه به جوش آمد و می باید خواست

منوچهر دامغانی :

بر آمدن عید و برون رفتن روزه
ساقی بدهم باده ، برباغ و به سبز

کلیم همدانی :

هلال عید بغل در وداع روزه گشاد
صلاح و تقوی پا در رکاب عزل نهاد
گذش موسم شبگیر طاعت و باید
سحور را به صبوحی بدل کنند عباد

اگه والپیپر در این زمینه میخواید برید اینجا موفق باشید.

—————

با سپاس

احمد

خبرگزاری مهر





زدست بر آید

29 09 2008

سلام

بر سر آنم که گر زدست بر آید // دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد // دیو چو بیرون رود فرشته در آید.

———-

باسپاس

احمد





هان ای زمینان چه کردید

21 09 2008

سلام

ترا آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی  //  که شادی جهانگیری غم لشگر نمی ارزد

چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر  //  که یک جو منت دو نان دو صد من ز نمی ارزد

آن شب تنهاترين شب کوفه بود و خسوفي ترين شب تاريخ، چند پاره ابر تيره و سياه بر شهر کوفه سايه انداخته بود. روحي الهي در سکوت غمگين شب به پرواز ملکوت درآمده بود. مرغابي ها غمگينانه ترين آوازها را به گلوي شب ريخته بودند، زمين از اين فاجعه مي لرزيد و ستونهاي مسجد کوفه مرثيه سر داده بودند. علي(ع) آن مرد عدالت، در بستر شهادت آرميده بود، عرشيان نگران اين صحنه با يکديگر نجوا مي کردند. محراب کوفه در سکوتي غنوده بود. بيوه زنان و طفلان بي پدر، درغبار سنگين آن لحظه هاي جان فرسا ديده ها را بر در دوخته و منتظر باز شدن آن با دستان يتيم نواز مولايشان بودند که باز هم پدر و پناهشان بيايد و برايشان قوت شبانه بياورد. آري شانه هاي زخمي علي(ع) به انبان نان و خرما الفتي ديرينه داشت و ايتام و بي پناهان با طنين گامهاي او مانوس بودند. هان اي زمينيان با علي چه کردند…؟اين سوالي بود که آسمانيان از اهل زمين مي پرسيدند شب مي رفت تا به صبح برسد که ناگهان حزن انگيزترين فريادها از خانه علي(ع) برخاست. کوفه درميان دستان آکنده از شرمش، مردمي از تبار عرشيان را با فرق شکافته به عرشيان تقديم مي کرد. تاريخ هم از عمق اين فاجعه تام مي گريست و خطاب به زمينيان مي گفت…؟ اي مردم با تجسم عدالت چه کرديد؟ ننگتان باد که با وسوسه هاي شيطاني، دستان خود را به خون بهترين انسان آلوديد… آيا نينديشيد که زمين، لحظه هاي بدون علي(ع) را چگونه سر کند؟ شب بدون مناجات علي(ع) چگونه سحر کند؟نفرين بر آن دستان مظلوم کش که خاک نشينان را باز هم بر خاک نشاندند و زخمي عميق در سينه درد آلود تاريخ بشر نشاندند، زخمي که با هيچ مرهمي التيام نمي يابد.

ترک گدایی مکن که گنج بیابی  //  از نظر رهروی که در گذر آید

صالح و طالح متاع خویش بنمودند  //  تا که قبول افتد و که در نظر آید

او پدری مهربان بود که سایه بلند خود را بر سر کسانی می گسترد که احساس می کردند بیداد گران عدالت را با ستم خود از بین می برند وعاطفه را با سنگدلی پایمال می کنند و نیکی را با تبهکاری نابود می سازند و دولت و سلطنت خود را براساس گناه و ظلم بنیانگذاری کرده اند.

——————————————-

باسپاس

احمد

التماس دعا





ریو یا سمند معمولی

16 09 2008

سلام

یه مقایسه بین دو خودرو ای که در ایران تولید میشود برای بهتر تصمیم گرفتن افرادی که قصد خرید یکی از این خودرو ها را دارند.

امروز قصد داريم كه دو خودرو ريو و سمند معمولي را كه تقريبا در يك رنج قيمتي قرار دارند مقايسه كنيم. در حال حاضر خودروي ريو متعلق به شركت سايپا قيمتي برابر با 14ميليون تومان دارد و سمند معمولي ايران خودرو نيز 13ميليون و 800هزار تومان در بازار خودرو خريد و فروش مي‌شود.

ريو در نماي خارجي داراي طرحي همچون مزدا و يا هيوندايي ورنا است و طرح چراغ‌هاي جلو وعقب به نوعي مكمل يكديگر هستند. سمند معمولي نيز با صندوق عقب و شكل چراغ‌هاي عقب از طراحي خاصي برخوردار بوده كه اگر مشتري آن را نپسندد به طور حتم به سراغ سمند LX مي‌رود، البته با پرداخت هزينه‌اي بيشتر. ريو توليد شده در ايران داراي دو موتور 4 سيلندر مي‌باشد موتور اول داراي حجم دقيق 1343سي‌سي و قدرت 75اسب بخار و حداكثر سرعت 165كيلومتر در ساعت است اما موتور بعدي كه نمونه قوي‌تري مي‌باشد داراي حجم دقيق 1493سي‌سي و قدرت 97 اسب بخار و حداكثر سرعت 175كيلومتر در ساعت است. به هر حال اين خودرو قدرت نسبتا كمتري در مقايسه با سمند دارد. هر چند كه دو خودرو بازده موتوري بالايي ندارند و به علت نداشتن ABS نمي‌توانند ترمز‌گيري خوبي داشته باشند.


البته ريو را مي‌توان به صورت سفارشي به ترمز ABS مجهز كرد. همان‌طور كه گفته شد سمند با داشتن موتور 8/1ليتري، قدرت بالاتري نسبت به ريو دارد. در شتا‌ب‌گيري سمند كمي برتر نسبت به ريو به نظر مي‌رسد. در هندلينگ و فرمان‌پذيري دو خودرو يكسان هستند و ريو با توجه به ابعاد نامناسب رينگ و لاستيك با سمند برابري مي‌كند. اگر بخواهيم كمي دقيق‌تر بنگريم، سمند با داشتن فضاي بيشتر براي سرنشينان و شتاب‌گيري بهتر مي‌تواند گزينه بهتري نسبت به ريو باشد.

امیدوارم که این مطلب به درد عزیزانی که در آستانه خرید خودرو هستند خورده باشد.

———————————-

باسپاس

احمد

منبع





سایه همای

15 09 2008

سلام

به من زبوی تو باد صبا دریغ نکرد  // ز آشنا نفسی آشنا دریغ نکرد

چو غنچه تنگ دلی هرگزش مباد آن گل  // که بوی خوش ز نسیم صبا دریغ نکرد

صفای آینه روی آن پری وش باد  // که با شکسته دلان از صفا دریغ نکرد

جفا ز بخت بدِ خویش می کشم منِ زار  // و گرنه یار به من از وفا دریغ نکرد

حبیب من چه بهشتی طبیبِ مشفق بود  // که دید دردِ مرا و دوا دریغ نکرد

همیشه بر سر او سایبان دولت باد  // که سایه از سرِ ما چون هما دریغ نکرد

چه بخت بود که آن سر کشیده سروِ بلند  // ز آب دیدۀ من خاکِ پا دریغ نکرد

از آن لبِ شکرینم به بوسه ای بنواز  // که سایه با تو چونی از نوا دریغ نکرد

——————————————

باسپاس

احمد





راه های دوری از گناه

10 09 2008

سلام

فکر کردم که این موضوع بی ربط با حال و هوای روزهای که در آن به سر می بریم نباشد برای همین این مطلب رو برات گذاشتم .

🙂

مردی فکر کردن به گناه و لذت آن ، وجود او را تسخیر کرده بود.نزد امام حسین (ع) آمد تا چاره ای برای مشکل خویش بیابد. به امام گفت : (( یابن رسول الله ! من شخص گناه کاری هستم و نمی توانم خود را از بند معصیت رهایی بخشم . مرا پندی دهید تا بتوانم خویش را دربرابر گناه نگاه دارم )).

امام به او فرمود : (( به پنج سفارش عمل کن . آن گاه هر گناهی خواستی ، انجام بده :

اول، از روزی خدا نخور.

دوم، از ولایت و قلمرو سلطنت پروردگار بیرون برو.

سوم ، جایی را پیدا کن که خدا تو را نبیند.

چهارم ، آن هنگام که ملک الموت برای ستاندن جان تو آمد ، اگر توانستی ، او را از خود دور کن

و آخر اینکه وقتی ، تو را ندا دادند داخل دوزخ شو ، داخل آتش نرو.

آ ن گاه هر گناهی که مایلی ، انجام بده )).

بحار الانوار ج78 ، ص126

———————————–

باسپاس

احمد





پنجمین روز ماه خدا

6 09 2008

سلام

حال شما احوال شما خوبید ایشااله چه میکند با این روزها امیدوارم که حسابی به شما ها خوش بگذره مخصوصا آروم آروم در حال رسیدن به اوقات شریف تحصیل هستیم هم به بچه مدرسه ایها هم دانشگاهی ها هم اونهای که سال اول شون و تازه وارد این محیط بزرگ میشن و امیدوارم که به تونن بر جو حاکم بر دانشگاه پیروز بشن و یه جورای جو گیر نشن و وارد حاشیه دانشگاه نشن مثل پویا 🙂

التماس دعا

————————–

باسپاس

احمد