عکس های بدون شرح

30 04 2008

شیطونی سر کلاس

استاد فرزانه شهریار

دنیای زیر آب

**************************************

***************************************

———————————————–

امیدوارم که لذت برده باشید.

احمد

Advertisements




این یک داستان واقعی است

29 04 2008

سلام

اگر یادتون باشه قرار بود که یک ماجرای رو که برای یک بنده خدا اتفاق افتاده بود براتون بنویسم که نشد ویک پست دیگه گذاشتم تا امروز که وقت شد و میخوام این موضوع رو برای شما تعریف کنم.

روز شنبه داشتم از شرکت برمی گشتم به منزل که سوار یک پیکان شخصی شدم که راننده آن یک مرد میان سال بود آدم خوبی به نظر میرسید اما …………………..

آره خوب بگذریم وقتی که سوار ماشین راننده درسرگرم حرف زدن با آقای که جلو نشسته بود و ما هم به آن جمع اضافه شدیم تا این که شرو ع کرد به تعریف کردن این ما جرا : ( برای راحتی شما عزیزان گویش گیلکی رو به فارسی بر گردانده ام ) آقاید شما دو روز پیش لب آب (یکی از میادین شهر رشت) یک پیر زنی وایستاده بود غروب بود و هیچ ماشینی اونو بنده خدا رو سوار نمی کرد من رفتم جلوی پاش وایستادم و گفت حاج خانم کجا میری بیا بالا برسونمت پیرزن سوار شد و گفت که می خوام برم استخر گفتم باشه . من هم که دیگه میخواستم برم خونه گفتم اول این بنده خدا رو برسونم بعد میرم رسیدیم به استخر گفتم حاج خام این هم استخر گفت دستت درد نکنه برو توی این خیابون گفتم برم رودبارتان گفت آره پسرم رفتیم تا رسیدم به مسجد محمود آباد گفتم مادر جان این جا که دیگه ساغریسازان گفت میدونی مسجد گلدسته کجاست گفتم آره گفت منو ببر اونجا رسیدیم به مسجد گفت برو تو کوچه رفتم به سمت پرنده فروشی و تا وسط های کوچه رسیدم گفتم مادر جان می دونی که کدوم خونه است گفت آره یکم جلو تر بالاخره رسیدم رفتم در زدم یه آقای جوانی اومد جلوی در گفتم آقا این خانم مادر شماست گفت آره و بعد خطاب به مادر گفت : مادر جان کجای دل ما هزار راه رفت این حاج خانم وقتی رسیدم یه 10 تومنی دراورد و به من داد من هم شکر کردم و گفتم خدا بده برکت و گذاشتم روی داشبورد ، پسر اون خانم بهمن گفت که حاج آقا کرایت چهقدر میشه گفتم نمی خواد من کرایم رو گرفتم گفت نه به گو ببینم از مادر من چقدر گرفتی یالا به گو ببینم چند هزار تومن گرفتی گفتم آقا نمی خواد گفت نه آقا بگو ببینم دیدیدی این پیرزنه هیچی حالیش نیست ازش 4 – 5 هزارتومن گرفتی که پیرزنه گفت نه زای جان (نه پسر جان) راست میگه من کرایه دادم ، 10 تومن دادم .

پسر پیرزن گفت چی تو که میگی کرایه داده اما او که فقط 10 تومن داده گفتم اشکال نداره همون برکت داره من رازیم مادرت هم که رازیه خدا رو شکر .

خلاصه اون 10 تومانی هنوز رو داشبورد ماشین بود و ما هم به مقصد رسیدیم.

خدارو شکر.

—————————————

نتیجه اخلاقی تو این دوره و زمونه هم آدم های بامرام پیدا میشه .

همه راننده ها دو لا پهنا حساب نمیکنن و از غریبا بیشتر نمی گیرن .

از ساعت 8 به بعد کرایه ها ارزون میشه نه گرون.

خلاصه دست علی به همراتون .





بزرگ ترین بینی جهان

27 04 2008

می خواستم یک ماجرای رو که دیروز شنیده بودم براتون بنویسم اما امروز به مطلبی برخورد کرد که اولویت رو به اون دادم .

فکر میکنید که اندازه بزرگترین بینی چقدر هست ؟ فکر میکند به چند سانتی متر برسد من که بزرگترین بینی که دیده بودم شاید حدود دو یا سه سانتی متر بوده اما بزرگترین بینی 8.8 سانتی متر بوده که در کتاب رکورد های گینس ثبت شده اما فکر میکنید که از این بینی دارز تر هم باشه ، آره هست مربوط به یک مرد ترک هست .

نام وی محمت گل است و ساکن استان اردو ترکیه است و در محله خود به (دده پینو کیو) معروف است .

حالا فکر میکند بینی این بنده خدا چقدر از بینی (محمت اوزيورک) که 8.8 سانت بوده بزرگتره بینی این مرد 80 ساله 14 سانتی متر هست وی تا کنون در هیچ مسابقه ای شرکت نکرده است که اگر این کار را میکرد حتما مقام اول را کسب میکرد .

لازم به ذکر که این آقا و اطرافیانش هیچ مشکلی با این وضعیت ندارن و به خوبی با این مسئله کنار اومدن .

——————————-

این موضوع قابل توجه عزیزانی که زرتی میرن دکترو دماغشونو عمل میکنن یه کم از اعتمتد به نفس این آقا یاد بگیرن

سلامت و پیروزو سربلند باشید.





نادیده های تاریخ ایران

26 04 2008

شاه و ملکه ایران در زمستانی سرد

این هم یک تابلو عاشقانه از قرن نوزدهم ولی نمیدانم اثر کیست

زنی قلیان به دست در دورۀ قاجار

به توپ بستن محکوکین در دوره قاجار (شیراز)

**************************************************

بقیه رو بعدا میذارم ، فعلا





عکس های از آرشیو تاریخ ایران

24 04 2008

عکسی از اولین نمایند گان مجلس ایران

یه کار فوری پیش اومد باید برم بقیه ش رو بعد میزارم ببخشید.





عکسهای نایاب و قدیمی از رشت

19 04 2008

کتابخانه ملی رشت

شهرداری رشت

این عکس فکر کنم مربوط به مسچد صفی است

پل عراق رشت

این هم بازار ماهی فروشهای رشت

ماهی سفید

ا

ماهی دودی و اشبل (خاویار شور)





دنیایی که می توانست گلستان باشد

16 04 2008

افراد هستند که به هر شکل ممکن و با نابود کردن هرکسی که سر راهشون قرار داره میخوان که به مقد خودشون برسن و اصلا به این که چه کار های کردند تا به این پست و مقام یا ثروت و مکنت رسیدن و این که اصلا در این جای گاهی که الان هستن حق شان است یا نه ، به طوری که از یکی از معصو مین نقل شده که زمانی که به شما پستی پیشنهاد و فردی را می شناسید که از شما لایق تر است و می تواند این کار را انجام دهد باید این کار را به وی واگذارید تا او این کار را به نحو بسیار مطلوب انجام دهد ولی حال چگونه است اکثر افراد در پستهای هستند که توان انجام آنرا ندارند یا اینکه در آن مجموع افراد لایق تری هم هست اما……………………..

نردبان این جهان ما و منی ست / عاقبت این نردبان افتادنی ست

لاجرم هرکس که بالاتر نشست / استخوانش بیشتر خواهد شکست

——————

اگر این گونه بود چه گلستانی داشتیم.